خرید بک لینک

"مطمئنی ؟!"

اگر از شما بپرسم در زندگی تاکنون چندبار این عبارت پرسشی را شنیده اید؟ چه پاسخی خواهید داد؟

مثلا ممکن است بگویید ؛ "بسیار زیاد". در اینصورت من باز خواهم پرسید ؛ "بسیار زیاد یعنی اینکه "مطمئن" نیستید که دقیقا چندبار شنیده اید؟".

شما احتمالا خواهید گفت ؛ "بله. مطمئن نیستم".

اما اگر اینگونه نگویید و در پاسخِ پرسش دوم من بگویید ؛ " مطمئن نیستم چندبار شنیده ام اما مطمئنم که بسیار زیاد شنیده ام". آنگاه بازهم من خواهم گفت که ؛ "پس این یعنی شما در اینجا به "عدم قطعیت" خود مطمئن هستید"!

پیش از آنکه ادامه این وجیزه را بخوانید به مثالی که با آن آغاز کردم بسیار عمیق تر بیاندیشید.

به باور من بشر اگر قادر به ساخت خانه ای از جنس یقین باشد، آن خانه را تنها بر خاک ویرانه ی اطمینان های پیشین خود خواهد ساخت!

در قرون اخیر به خصوص قرون 17 و 18 و 19 میلادی که "علم" به نوعی تاج افتخاری بر سر دوران بود، بشر یکی از فراوان آموخته هایش این بود که "عدم قطعیت" خود فضیلتی ست.

به بیانی دیگر بشر شک گرایی (Skepticism) را همچون میوه ای از شاخسارهای خردگرایی (Rationalism) و علمگرایی(Scientism) چید.

اما و هزار اما ...

دریغا که انسان به تمامی قدر و منزلت این میوه را درنیافت تا آنجا که طعم همین میوه در دهانش تبدیل به طعم میوه ی گناه نخستین شد.

اما چرا و چگونه ؟

برچسب: نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:49

صفحه بندی